حسن حسن زاده آملى
360
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)
بالذات است چون به شرط لا اخذ شده است مرتبه احديت است كه جميع اسماء و صفات در وى مستهلك است يعنى مندمج است و آن را اسامى ديگر چون جمع الجمع و حقيقة الحقائق و عماء نيز هست كه همانست كه جامى گفت اگر با آن ملاحظه انتفاء اعتبارات كنند احديت گويند و صائن الدين به بيان شريفش فرمود : اين ذات باعتبار لاتعين كه غيب الغيب و هوية مطلقه نيز ناميده مىشود و متصف بوحدت حقه حقيقيه است چون طرف بطون ذات و خفاء آن ملاحظه شود و نسب و اضافات از وى ساقط شود آن ذات احد ناميده مىشود . اين معنى احديت در برابر واحديت باصطلاح اهل الله است . واحديت يعنى ملاحظه اسماء و صفات ذات حق با آن ذات كردن كه بفرموده قيصرى مرتبه الهيه و مقام جمع نيز گويند اين همانست كه جامى فرمود اگر ملاحظه اثبات اعتبارات كنند واحديت گويند و صائن الدين فرمود چون طرف ظهور ذات و انبساط و اعتبار اثبات نسب و اضافات ملاحظه شود ذات را در اصطلاح اين فرقه واحد گويند و ذات به اين اعتبار منشأ اسماء و صفات است پس معنى احديت و واحديت در ازاى يكديگر الحمد لله به خوبى معلوم شده است . و همين ذات قبل از ملاحظه استهلاك و اندماج اسما و صفات در وى مسمى به احديت مطلقه است كه جامى پيش از مقام احديت آورده است . و در ازاى اين احديت مطلقه واحديت اعتبار نشده است . و نيز از بيانات ايشان دانسته شد كه اول چيزى از حق تعالى ناشى شده است وجود مطلق منبسط است كه از آن تعبير به هوية سارى در جميع موجودات و تعبير به حقيقة الحقائق مىشود اين مطلب اخير در فص پنجاه و چهارم به كار آيد و در آنجا بحث بيشترى در آن مىشود . حال در بيان متن گوييم كه آنچه درباره احديت و واحديت گفته ايم همه بعنوان معنى و مفهوم بود كه ادراك ميكرديم و به آن رسيده ايم و مقام احديت را از واحديت تميز داده ايم ولى آيا ميتوانيم ذات احديت را يعنى وجود خارجى را كه اين معانى و مفاهيم عناوين